الآخوند الخراساني ( مترجم وشارح : مهركش احسان )
116
غاية السؤول في شرح كفاية الأصول ( فارسى )
الفظ معها 1 ) و الا 2 ) فبملاحظة خصوص ما 3 ) يصح معه 4 ) . . . فيه ، اطراد مقولهاى عام است و وضع مقولهاى خاص ، و هميشه از اثبات عام ، اثبات خاص لازم نمىآيد . [ جواب اشكال ] جواب : اين كه شما مىگوئيد در مجاز هم اطراد هست ما هم قبول داريم ولى اطراد در مجازات به لحاظ اشخاص علائق مىباشد بگونهاى كه شخص مستعمل فيه ، در صحت استعمال و حسن آن دخيل است نه بملاحظه انواع علائق ، پس اينكه مىبينيم استعمال لفظ اسد بعلاقه مشابهت در رجل شجاع اطراد دارد ، اطرادش بملاحظه علائق شخصى است ، يعنى در اين مورد خاص حسن دارد و استعمال مىشود اما در نوع موارد حسن ندارد ، و بخاطر همين استعمال لفظ اسد در گنجشك شجاع با وجود اينكه علاقه مشابهت موجود است حسنى ندارد . اما اطرادى كه در حقايق موجودات موجود است ، بملاحظه انواع علائق مىباشد و ربطى به خصوصيت مورد و علائق شخصى ندارد . و از همين جاست كه استعمال لفظ عالم در هر ذاتى كه متصف به عالميت است صحيح مىباشد و استعمالات متعدد آن در ذوات گوناگون باعث اطراد آن مىشود ، در نتيجه اطراد به لحاظ نوع علائق علامت حقيقت و عدم آن علامت مجاز مىباشد . 1 ) نوع علائق 2 ) و الا اگر علائق شخصى ملاك باشد در مجاز هم اطراد موجود است 3 ) منظور از « ما » علائق شخصى است 4 ) ضمير به ماى موصوله برمىگردد